کدام موسیقی به من میگوید : دلم درگیر کدام حادثه است
کجای قصه تنهایی ام تمام میشود
بگو کدام ستاره میشود نگین سینه ریز من
که با درخشش اش تمام سینه ام
سرای نور میشود؟
بگو که ماه من کجاست
بگو که آسمان برای چشم من کدام لحظه را گریست
به من بگو که سایه ی زمان
کی از سر بهانه کم شده
که اینچنین دلم هوای با تو بودن دوباره کرده است
بگو جواب تلخ این سوال بی جواب را
که حسرت صدای تو چرا جوانه در نهاد روح من دوانده است
غرور من کجای خاطرات تو شکست ؟
کجا نفس برای زندگی گسست
کجا دلم بریده از قفس
بگو کجا به وسعت دل تو تنگ میشود
بگو چرا نبودنت برای این دل شکسته نیزه و خدنگ میشود
بگو شراب زندگی چرا بدون تو شرنگ میشود
از این سراب بی خراب چون حباب
ازاین ستاره ی خموش تیره بوش بی سروش
از این خزان بر تگرگ
از این نگاه رو به مرگ بیا ببین دلم بر از شکوفه های یخ زدست
بر از مزارع ملخ زدست
و تار و بود خواهشی که نخ زدست
کجا نگاه این توازی ات به خط منحنی رسیده میشود
تقاطع نفس برای دیدن نگاه تو کجاست
چقدر بیم مرگ بی تو دیدن این دل مرا شتک زده
چه لحظه ها که عشق بر دلم کلک زده
دوباره گم شدم درون تو
......سرم دوباره زیر شانه های انتظار
زجر میکشد به روی بشت بام خانه ها
دلم هنوز گیر لحظه ی رسیدنت
نشسته روبروی بیقراریه ستاره ها
تمام خستگی رها نمیکند مرا
که بر زنم به سوی کوچهه ی ترانه ها
بیا
بیا ببین چگونه روی حال خود
حوالیه تمام نام تو ستاره دار میشود
به حرمت حضور خامشت اگر چه سرد
ولی تمام بی تو بودنم برای وسعت تو بر کنار میشود. . .